محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )
339
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )
نشانى از همان گوسالهء طلايى است كه در جايى ديگر به گونهاى خدايى از او ياد شده كه گردنبندهايى درخشان دارد ، چونان آسمان كه گردنبندهايى از ستارگان دارد و « خداى طلايى » يا « طلاى خدايان » نيز خوانده مىشده است - و شايد بتوان از همين نامگذارىها دليل و نشانهاى يافت بر اين كه چرا آن گوساله را « طلايى » گفته بودند - و تنديس و تصويرهايى از آن در « بيتشان » ( - بيسان ) ، « جازر » و « اريحا » به دست آمده است . خدا بانوى « ايشتار » نيز گاه با سرپوشى ويژهء « هاتور » نمايش داده مىشده است . بر پايهء اينهاست كه مىتوان آن گوسالهء زرين را با خدابانوى مصرى « هاتور » يكى دانست ، به ويژه اين كه « هاتور » ، الههء عشق و شادى و طرب نيز خوانده مىشده است ، و بدين سبب او را « زرين » مىناميدند و يونانيان « افروديت » صدايش مىكردند ، و از همين روى جشنهاى ستايش او را زنان برپا مىكردهاند و با رقص و چرخ و بازى و آواز و موسيقى و دف و دايره و . . . آن جشنهاى ستايشى و پرستشى را رنگ و رويى ويژه مىدادهاند . « 1 » گفتنى است كه بازتابى از اين جشنهاى زنانهء همراه با رقص و چرخ و آواز و بازى را در سفر خروج تورات مىتوان ديد . براى نمونه يك جا مىخوانيم كه چون اسرائيليان گوسالهء طلايى را ساختند و قربانها پيشكشش كردند ، به خوردن و نوشيدن نشستند و سپس براى رقص و بازى برخاستند » « 2 » ، و در جاى ديگر مىخوانيم كه چون موسى از كوه به زير آمد و به سوى مردم بازگشت ، گفت « آواز مغنيان را مىشنوم و چون نزديك اردو رسيد ، گوساله و رقصكنندگان را بديد » « 3 » . و در ترجمهء يسوعيان آمده است كه « موسى قوم را برهنه ديد ، زيرا هارون آنان را در برابر دشمنان برهنه كرده بود » « 4 » و بدينگونه تورات نشان مىدهد كه گروه اسرائيليان گرداگرد گوسالهء طلايى مىچرخيده و رقص و پايكوبى مىكردهاند و شور و شادىها نشان مىدادهاند ، درست همانند جشنهايى كه براى « هاتور » برپا مىشده است . « 5 » البته گروهى از پژوهشگران اين ديدگاه را كه گوسالهء زرين اسرائيليان ماده و نماد
--> ( 1 ) . آدولف ارمان ، همان ، 36 / 37 ؛ سليم حسن ، همان ، 1 / 218 ؛ جيمز بيگى ، همان ، 2 / 189 . ( 2 ) . سفر خروج ، 32 : 2 - 8 . ( 3 ) . سفر خروج ، 32 : 19 . ( 4 ) . شگفت اين كه تورات ، نه سامرى كه هارون را كسى مىداند كه گوساله را ساخت و اسرائيليان را به گمراهى كشاند ، سخنى كه به هيچ روى دربارهء پيامبرى بدان بزرگى ، نمىتواند پذيرفتنى باشد . ( 5 ) . دربارهء دين گردانى و گوسالهپرستى اسرائيليان در سينا ، بنگريد به : محمد بيومى مهران ، اسرائيل ، 1 / 462 - 479 .